خرید بک لینک
یکشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۰ | 18:51 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - ای رفته به سفرچشمم مانده به در بازامن بی تاب توامجانم بار دگر بازارام توام آرام توام یاراتو آمدی و بردی دل ماراآرام آرام نشست بر دلم غبار تنهاییدر خوابم دیدمت با خودم کنار دریاییسهمم از رفتنت از غمت گریه و بیداریستبا یادت هر نفس در دلم حسرت دیداریستحسرت دیداریستمنم و هرشب هوای دیدنترفته ای اما ادامه میدمتمنم و یاد تو یک شب مهتابیبرده ای عشقم مرا ز خاطرتبیا و بسپار مرا به خاطرتچه کنم با این شبای بی تابیآرام آرام نشست بر دلم غبار تنهاییدر خوابم دیدمت با خودم کنار دریاییسهمم از رفتنت از غمت گریه و بیداریستبا یادت هر نفس در دلم حسرت دیداریستحسرت دیداریست

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:17

پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ | 9:39 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد -

مدتی است به اجبار پدر را در بیمارستان بستری کردیم 

هم پارکینسون دارد و هم الزایمر و هم مشکل اعصاب و هم مشکل قلبی  

نمیدانم تا کی دوام می آورد  اما هیچ کس قادر به تحمل اوضاع این بیماریها نیست  

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:17

پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ | 12:8 | عبدالعلی نوروزی تبریزی نژاد - سلام چند ماه پیش بود که برای دیدنت آمدم  و گفتم که پدر مریض است و دچار مشکل است  و تو قول دادی که بزودی تماسی بگیری  و نگرفتی  دیروز دوباره به دیدنت آمدم و زنگ زدم و جوابی ندادی  .امروز این متن را مینویسم تا به یادگار بماند که من به شما احترام کردم و شما جوابی ندادی  به یاد داشته باش که اگر پدر بمیرد و تو حتی ندیده باشی پدر را  ، مقصر فقط خودت هستی و نه هیچ کس و حق هیچ اعتراضی هم ندارید .به یاد داشته باش که آمدم سراغتان ولی توجهی نکردی . به پدرم گفتم منتظرش نباش که نمیاید  بعد از مرگ پدر هیچ وقت نیا که آمدنت دیگر فایده ای ندارد  به پدر گفتم فراموشش کن چون فراموشت کرده است   بدرود  

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:17

روزگاری رفقایی داشتم

و چقدر دلم برایشان تنگ شده

کاش میدانستن چشم انتظار پیامشان هستم

هر چند که پیام های مرا پاسخی نمیدهند

و چقدر زمان برای رفاقت گذشت

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

دوستان قدیمی آدم فرلموش نمیکنند. پیام میدهند ، چون دوستان نگران هم میشوند. من منتظرم که پیامی بدید. دوستان هم رها نمیکنند

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

قانون رفاقت به من آموخته مواظب رفقام باشم در هر کجا و هر زمان مواظبشون باشم

اما دریغ از رفتار رفقای عزیز

نمیدونند که من دلم براشون تنگ میشه پس چه بهتر که زودتر سراغی بگیرند قبل از آنکه واقعا دیر شود

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

جسارت در زدن را داریم ولی در باز نمیشه

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

میترسم از آن روز نبینم رخ او را ای داد اگر بگذرد این فرصت کوتاه روزها یکی از پی هم زود گذشتند افسوس که من پشت در خانه نشستم مرگ آمد و اطراف مرا درنوردید من منتظر دیدن روی تو نشستم این رسم زمانه است که همسر بگرفتم اما تو چرا دست مرا قطع نمودی حقی که خدا گردن آدم نهاده باید که به رسم ادب هم جوری ادا شه من معطرفم حق خودم را گرفتم سهم خودم از این همه دنیا گرفتم اما تو چرا پای مرا زود شکستی با چوب بزر

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

نمیدانم چرا روزها زود میگذره

انگار شب هم با غم سنگین میگذره

چرا شبها ستاره رونق نداره

بجای آن ابری تیره بر سرم جریان داره

نمیدانم آسمان روشن خوش کی میرسه

ولی اینجا نشستم تا که شب هم بگذره

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

*یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال*

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت است را به شما تبریک و تهنیت عرض کرده و سالی سرشار از برکت و معنویت را از درگاه خداوند سبحان برای شما مسئلت دارم.

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

سال تحویل شد و من همچنان منتظر دوستانم که سراغی بگیرند البته اگر فراموش نکردند

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

دلخوشی من به دیدن پیامتان هست . پس اون گوشی رو بردار و پیامی به من بده شمارمم که هست ... منتظرم

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: دوشنبه 2 فروردين 1400 ساعت: 21:11

صفحه بندی